تبلیغات
مدیریت نوین امروز - مصاحبه با پدر نوین 1

مدیریت نوین امروز

مدیریت بهتر در جهت رفاه بیشتر

جمعه 28 مرداد 1390

مصاحبه با پدر نوین 1

نویسنده: vahid   طبقه بندی: پدر مدیریت نوین، 



به نظر  اقای تـــوسن رئیس اسبق کوکا کولا  اندیشه های بلند دراكر عرصه های بسیاری را در شئون تفكر بشری جولانگاه خود قرار داده و از او متفكری جامع و اندیشمندی

ژرف نگر در حوزه مدیریت، سیاست، اقتصاد و اجتمــــاع ساخته است. از این رو عرضه جنبه های مختلف فكر او در قالب یك مقاله و

در شكل طرح مصاحبه ای كه هرگز بدین شكل انجام نگرفته بسیار مشكل است اما حداقل آن است كه شمیم عطر اندیشه های پدر

مدیریت قرن بیستم با عرضه چند گل از بوستان تفكر او احساس ضرورت تفكر وعزم تغییر را در جان مدیران و انسانهای فرهیخته

استوار می سازد.

پیتر دراكر: هنوز 18 سالم تمام نشده بود كه دبیرستان را تمام كردم و وین را به قصد هامبورگ در آلمان به عنوان یك كارآموز در شركت

صادركننده كتان ترك كردم. پدرم خوشحال نبود و از من می خواست كه دانشجوی تمام وقت دانشگاه شوم اما من از اینكه یك بچـــه

محصل باشم خسته بودم و می خواستم كار كنم. برای جلب رضایت پدر در دانشكده حقوق دانشگاه هامبورگ ثبت نام كردم. در طول یك

سال و نیمی كه از 1927 در هامبـــورگ بودم در طول روز كار می كردم و به نــدرت در كلاسها حاضر می شدم. اما كار به عنوان

كارآموز بسیار سخت بود و من خیلی چیز یاد نمی گرفتم. من بعداز ظهرهای هر روز به كتابخانه معروف شهر می رفتم و در این 15 ماه

به آلمانی، انگلیسی و فرانسه خواندم و خواندم و خواندم.

چگونه به حرفه روزنامه نگاری كشیده شدید؟

- چند سال بعد به فرانكفورت نقل مكان كردم و در 1929 در 20 سالگی با بزرگترین روزنامه فرانكفورت به عنوان نویسنده سرویس

مالی وامور خارجی به كار مشغول شدم. ضمناً خود را به دانشگاه فرانكفورت منتقل كردم. یك روزنامه نگار مجبور بود راجع به

موضوعات مختلف بنویسد لذا تصمیم گرفتم راجع به موضوعات مختلف بدانم تا حداقل یك روزنامه نگار رقابتی باشم. هر سه چهار سال

من یك موضوع جدید را انتخاب می كردم: تاریخ معاصر، روابط بین الملل، قوانین بین الملل، مالی، هنر ژاپنی، اقتصاد و...سه سال

مطالعه برای اینكه انسان در موضوعی خبره شود كافی نیست اما برای اینكه آن موضوع را درك كند كفایت می كند. لذا در طول بیش از

60 سال من همواره مطالعه در یك موضوع را در زمانی خاص حفظ كرده ام و بدین طریق یك نظم جدید، یك رویكرد جدید و یك روش

نوین برای هریك از موضوعاتی كه مطالعه كرده ام یافته ام.

شما در زندگی شخصی و كاری همواره روبه بهبود و در تغییر بوده اید. چگونه این خصیصه را در خود پدید آورده اید؟

- من دو هفته در سال را در تابستان به بازنگری كارها، نوشته ها و تدریس هایم طی سال مــــی گذرانم.

شروع می كنم از چیزهایی كه من خوب انجام دادم اما می توانستم و باید بهتر انجام می دادم و یا چیزهایی كه ضعیف انجام دادم و

چیزهایی كه باید انجام می دادم اما ندادم و اولویت هایم را در فعــــالیتهایم مشخص می كردم. من تئوریسین نیستم بلكه از فلان كار مشاوره

به طور روزانه مسائل و فرصتهای مهمی را داشته و لمس كرده ام.

چه زمانی استعداد نویسندگی را در خود كشف كردید؟

- از همان اوایل زندگی می دانستم كه یكی از استعدادهای بالقوه ام - و شاید تنها استعدادم - نویسندگی است. به طور قطع نویسندگی كاری بود كه به انجام آن علاقه مند بودم.

چه حادثه ای در زندگی برای اولین بار در شما اثر گذاشت و شما را متحول كرد؟

- زمانی كه در 18 سالگی در هامبورگ درس می خواندم روزی به اپرای شهر به تماشای اجرای قطعات موسیقی رفتم و به شدت تحت

تاثیر قرار گرفتم. خواستم نویسنده را ببینم كه چگونه چنین كار دلپسندی را عرضه كرده است. او 80 ساله بود. به او گفتم چگونه در این

سن توانستی چنین كار خوبی عرضه كنی. او گفت: من در تمام عمر به عنوان یك موسیقیدان تلاش داشته ام كه بهترین باشم. من همیشه

خود را متعهد كرده ام كه كوشش بالاتری انجام دهم. این سخنان تاثیر عمیقی بر من گذاشت.

شما بیش از 30 جلد كتاب و دهها مقاله تالیف و منتشر كرده اید كه همگی تاثیرگذار بوده اند. زیربنای مشترك نوشته های شما چیست؟

- در طول بیش از60 سال، از اولین كتابم كه در سال 1939 منتشر شد تاكنون همواره اعتقاد به چندگانگی، تكثرگرایی و منحصر به فرد

بودن انسان، زیربنای نوشته های من بوده است. من همواره به مردم بیشتر از موضوعات مجرد علاقه مند بودم چه رسد به اینكه بخواهم

در چارچوبهای خشك طبقه بندی شده حركت كنم. به اعتقاد من نــه تنها مردم جالب تر و متنوع ترند بلكه به معنای دقیق كلمه با معناتر

هستند زیرا آنها رشد می كنند، توسعه می یابند، تحول پیدا می كنند و به شخصیت جدیدی تبدیل می شوند.

كدامیك از كتابهای خود را بیشتر می پسندید؟

- هر موقع مردم از من می پرسند كه كدامیك از كتابهــــایم را بهترین می دانم من می خندم و می گویم:

بعدی البته من شوخی نمی كنم. فكر من و كار من این است كه كتاب بعدی ام بهتر از قبلی باشد و اندكی به بهترین نزدیك شده باشد.

شما بیش از 20 سال استاد مدیریت دانشگاه نیویورك بوده اید و از 1971 تاكنون استاد دانشگاه كالیفرنیا هستید. نگرش شما نسبت به تدریس چگونه است؟ 

- من ترجیح می دهم به دانشجویانی درس بدهم كه تجربه مدیریتی داشته باشند. دانشجویان بدون پیشینه تجربی خوب چیزی از من یــاد

نمی گیرند زیرا من چیزی از آنها یاد نمی گیرم.

در اوقات فراغت چه كارهایی انجام می دهید؟

- كدام اوقات فراغت؟


به جامعه امروز نگاه می كنیم. تفاوت منابع اقتصادی و تولیدی با جامعه دیروز در چیست؟

- جامعه سرمایه داری و ماركسیسم در عصر ما جای خود را به سرعت به جامعه ای جدید و كاملاً متفاوت می دهند. جامعه جدید كه هم

اینك وجود دارد جامعه پس از سرمایه داری است. عوامل سنتی تولید یعنی زمین، نیروی كار و حتی سرمایه دیگر برای هیچ كشوری

امتیاز رقابتی ویژه به حساب نمی آید. منبع عمده و مهم اقتصادی جامعه جدید نه سرمایه است نه منابع طبیعی و نه كار و كارگر بلكه

دانش است و دانش خواهدماند. البته عوامل سنتی از بین نرفته اند بلكه تنها نقشهای ثانویه پیدا كرده اند.

دانش كه از آن نام بردید به چه مفهومی است؟

- دانش در جامعه دانایی اساساً متفاوت است با آنچه در جوامع قبلی بود و مفهومی كه اغلب درنظر گرفته می شود. سقراط اعتقاد داشت

كه تنها شق منحصر به فرد دانش و معرفت، معرفت به خویشتن یا خودشناسی است. یعنی دانش و معرفت به معنای توانایی انجام كار

نبود. توانایی معرفت نبود بلكه مهارت بود. امروزه منظور ما از علم و دانش اطلاعاتی است كه عملاً قابل استفاده بوده و ناظر بر تحقق

عینی نتایج است كه دیگر نه در درون شخص كه در جهان بیرونی یعنی در جامعه و عرصه اقتصاد متجلی می شود. بنابراین، زمانی كه

250 سال قبل دانش مفهوم خود را تغییر داد به سوی كاربردی شدن و كاربرد یافتن در ابزارها، فرایندها و تولیدات گام برداشت و این

دقیقاً همان مفهومی است كه امروزه اغلب مردم از فناوری دارند. منظور از علم و معرفت در معنای جدیدش علم كاربردی است و دانش

قابل عرضه و ابزاركسب نتایج اقتصادی و فوائد اجتماعی. اكنون ما می دانیم منبع ثروت چیزی ویژه انسان یعنی دانش است. چنانچه

دانش به كار افزوده شود نتیجه اش بهره وری است و اگر دانش را به كارهای تازه و بی سابقه بیفزاییم آن را نوآوری می نامیم. تنها دانش

می تواند ما را به این دو هدف برساند.

تخصصی شدن علم در دوران جدید چه تاثیری در كاربردی شدن آن داشته است؟

- دانش كاربردی تنها وقتی موثر است كه تخصصی شود. امروزه ما از این شقوق تخصصی نه به عنوان مهارتها وصرف خارج و آنها

را به صورت سیستم آموزشی قابل تعلیم و تعلم درمی آورد. بنابراین، محور نیروی كار در جامعه دانایی شامل افرادی باتخصص بالاست.

فنون بلكه درقالب تخصص سخن به میــــــان می آوریم. یك رشته تخصصی، فن و مهارت را به یك متدولوژی نظیر مهنـــــدسی تبدیل

می كند. هریك از این متدولوژی ها، هنرها و مهارتهای فنی را از حالت جربی 

آیا این افراد همانها هستند كه شما از آنها به انسان فرهیخته در جامعه و كاركنان فرهیخته در سازمان تعبیر می كنید؟

- جامعه پس از سرمایه داری، جامعه دانایی است. دانش منبع اصلی و كلیدی در این جامعه است و كاركنان فرهیخته گروه مسلط در

نیروی كار هستند. درواقع انسان فرهیخته نماینده جامعه دانایی است. انسان فرهیخته مظهر تمام عیار جامعه پس از سرمایه داری است. دانایی همواره در آدمی تجسم و تبلور پیدا می كند. انسانها هستند كه حامل دانایی اند. دانایی توسط انسانها خلق می شود و تعالی می یابد.

این دگرگونی تاچه حد اهمیت دارد؟

- این همـــان دگرگونی عظیم و كاملاً بــــــی سابقه ای است كه در تاریخ تفكر و فرهنگ جهانی به وقوع پیوسته است. بزرگترین تغییر و

دگرگونی همانا تغییر و دگرگونی در دانایی خواهدبود، یعنی دگرگون شدن شكل و محتوا، معنا و مفهوم، مسئولیت و رسالت و بالاخره

دگرگونی در آن چیزی كه به معنای فرهیختگی انسان و نشانه انسان فرهیخته به حساب می آید. پس از این دانش كلید حل مشكلات است.

جهان در آینده نه برپایه نیروی كار، موادخام و انرژی بلكه بر محور دانش خواهدگردید.

به همین دلیل است كه كارهایی كه توسط كاركنان فرهیختــه انجام می گیرد كارهـای دانش بر نام نهاده اید؟

- اقتصاد كشورهای پیشرفته اینك پیوسته از سرمایه بری و نیروبری به سوی دانش بری مــی شتابد و صنایع از حالت موادخام بر به

دانش بر تبدیل می شوند. اینك دستمزدهای گزاف به جای اینكه به اپراتورهای دستگاهها و برای انجام كارهای تكراری و غیرماهرانه آنها

تعلق گیرد به كاركنان فرهیخته كه طراحی، كنترل و نگهداری فرایند تولید و یا مدیریت اطلاعات را عهده دارند پرداخت می شود. ژاپن

با صرف همان مقدار موادخام و انرژی كه 30 سال پیش به كار می گرفت اینك دو و نیم برابر كالای صنعتی می سازد. فراورده نمونه

سالهای 1920 یعنی خودرو نزدیك به 60 درصد از بهای تمام شده اش صرف تهیــــــه موادخام و انرژی می گـــردید. فراورده نمونه

سالهای 1980 تراشه های غیررسانا است كه بهای انرژی و موادخام مصرفی آن به 2 درصد نیز نمی رسد.

بدین ترتیب نسبت نیروی كار و كاركنان سنتی و یدی با كاركنان فرهیخته و تحصیلكرده كاملاً دگرگون شده است.

- نیروی كاربه سرعت درحال تغییر است. در گذشته كاركنان صنعتی یقه آبی دركارخانجات تولید انبوه مركز نیروی كار بودند. امروزه

ثقل نیروی كار در هر كشور توسعه یافته كاركنان فرهیخته است. یك قرن پیش اكثریت افراد در كشورهای پیشرفته در مزارع و كارگاهها

با استان خودكار می كردند. 50 سال بعد نسبت كاركنان یدی در نیروی كار آمریكا به حدود نصف كاهش یافت. حال بعد از 50 سال،

كمتر ازیك چهـــارم كاركنان آمریكا از كار یدی نان می خورند، مزیت رقابتی نیروی كار ارزان به سرعت از دست رفته است. بنابراین،

برای كشورهای درحال توسعه ممكن نخواهدبود كه در بازار جهانی روی پایه مزیت نیروی كار ارزان به عنوان یك مزیت تكیه كنند. تا

سال 2010 در كشورهای پیشرفته كاركنان صنعتی بیش از 8 درصد نیروی كار نخواهدبود.

بزرگترین چالشی كه جامعه دانایی با آن روبروست چیست؟

- بزرگترین چالش جامعه دانایی، بهره وری كاركنان فرهیخته خواهدبود و بس. راهبرد كاركنان فرهیخته به سوی بهره وری از

كوششهای مهم مدیران آینده خواهدبود. اصولاً بهره وری دانش رفته رفته به عاملی تعیین كننده در جایگاه رقابتی شركتها، صنایع و تمامی

كشورها تبدیل می شود. تنها مزیتی كه یك كشور، صنعت یا شركت می تواند از آن برخوردار شود توانمندی در بهره برداری و استفاده

جامع و همه جانبه از دانشهای موجود است.

حذف فعالیتهای زائد و غیرضروری چه تاثیری در بهره وری نیروی كار دارد؟

- در كارهای ماشینی این ماشین آلات است كه، بر كارگر مسلط است و كارگر عملاً در خدمت ماشین است.

كشاورزی كه زمین را شخم مـــی زند به قصد رفتن به میهمانی و جلسه سوار بر تراكتــور نمی شود. در كارهای دانش بر كه ماشین در

خدمت كاركنـــ اان است بهره وری درگرو آن است كه هر فعالیتی كه در اجرای كارها نقش و تاثیر مثبتی ندارد حتماً حذف شود. حذف

چنین فعالیتهایی می تواند بزرگترین و تنها اقدام لازم درجهت افزایش بهره وری باشد. وظیفه پرستاران در بیمارستانها مراقبت از بیماران

است ولی آنها سه چهارم از وقت خود را صرف تكمیل اوراق و فرم های مختــلف می كنند. ایـــن اتلاف وقت نه تنها بهره وری را زایل

می سازد كه انگیزه و غرور افراد را نیز جریحه دار و یا نابود می كند.

آیا پول می تواند به عنوان انگیزه كاركنان فرهیخته موثر باشد؟

- از این پس نمی توان در ازای پرداختهای بیشتر به افراد در آنان وفاداری به وجود آورد. چنین امری زمانی حاصل می شود كه در

كاركنان فرهیخته این اطمینان به وجود آیدكه سازمانی كه فعلاً آنان را در استخدام خود دارد در مقایسه با دیگر سازمانهـــا فرصتهای

استثنایی تری را برای كسب حداكثر بهره وری از آنها به آنان ارائه داده است.


كاركنان فرهیخته را چگونه باید مدیریت كرد؟

- كاركنان فرهیخته باید به گونه ای مدیریت شونــد كه گویی افرادی داوطلب هستند. آنها می توانند ابزارشان یعنی فكرشان را به دست

بگیرند و به هر جای دیگر بروند. آنان خود را به عنوان یك متخصص می بینند نه یك مستخدم. كاركنان فرهیخته را هرگز نمی توان

تحت نظارت دقیق قرار داد زیرا آنان بیش از هر فرد دیگر در سازمان به كار خود واقف و بر مسائل حرفه ای خود اشراف دارند. حتی

در ژاپن هم كاركنان فرهیخته، علی رغم تاكید زیادی كه بر وفاداری و تعهد مادام العمـر مـــی شود به سرعت جابجا می شوند و نقل و

انتقال می یابند. مدیریت كاركنان فرهیخته باید براساس این تفكر باشد كه شركت نیاز به آنها دارد بیشتر از اینكه آنها به شركت نیاز داشته

باشند. آنها در یك  سازمان كار می كنند،متعلق به سازمان نیستند. آنها خود را با دانش خــود می نمــایانند و شغل خود را به عنوان زندگی

می بینند. این گروه در اندیشه دریافت مادی نیستند ولــی می خواهند كه كار پرجذبه و چالش آفرین باشد. افزون بر این می خواهند كه

رسالت سازمان را به خوبی بدانند و بدان اعتماد و ایمان داشته باشند.


تعبیر خودمدیریتی كه شما درمورد كاركنان فرهیخته به كار برده اید به چه معنی است؟

- در گذشته كاركنان اداره می شدند، اكنون كاركنان فرهیخته میل به خودمدیریتی دارند و روز به روز بــــه سوی خودمدیریتی پیش می

روند، گویی كارفرما و استخدام كننده ای درمیان نیست. جامعه دانایی، جامعه رئیس و مرئوس نیست. كاركنان فرهیخته كارفرمای

مشخص و ثابتی نخواهند داشت. باید خود را برای انجام چندكار با هم و بیش از یك حرفه و یك سازمان كارفرمایی آماده كنند. اكنون

كاركنان فرهیخته بیش از سازمانهـــــا دوام می آورند و به كار و فعالیت ادامه می دهند. توان جابجایی دارند و می توانند تا درازمدت به

فعالیتهـــای سازنده بپردازند. بزرگانی كه به قله های بلند سرافرازی رسیده اند همواره خودشان خود را اداره می كرده اند. در شرایط

كنونی جهان و جامعه انسانی ما، همه باید بیاموزند كه خود را اداره كنند و مدیر خود باشند.

چگونه افراد و بویژه افراد در كارهای دانش بر و به تعبیر شما كاركنان فرهیخته می توانند خود را كارا و موثر نگه دارند؟

- اول اینكه نوعی هدف و بینش داشته باشند. دوم اینكه این دیدگاه را در كار داشته باشند كه خدا آنها را می بیند. در این حالت آنها كار را

به صورت متوسط انجام نمی دهند بلكه كار را به تمام و كمال انجام می دهند. سوم اینكه در راهی كه برای زندگی برگزیده اند بنای

آموزش مداوم را برمی افرازند. هر سه چهار سال مجدداً دانش آموز می شوند برای یادگیری یك موضوع جدید. آنهــــا به آنچه دیروز

انجام داده اند راضی نمی شوند بلكه باید كارها را متفــاوت و بهتر انجام دهند. به كار خود مرور می كنند و نقاط قوت و نقاط نیازمند به

بهبود و تغییر و یادگیری را می شناسند. اگر افراد این خود مسئولیت پذیری و خودتحركی را نداشته باشند كارایی و بهره وری خود را

نمی توانند استمــرار بخشند و در طول عمر كاری خود نمی توانند همواره بالنده باقی بمانند.


 

نظر یادتون نره() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

نویسندگان

نظرسنجی

    به نظر شما مهمترین و پر کاربردترین رشته مدیریت چیست؟




آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :